فرهنگ و ادب > فرهنگ عمومی

با هر سختی

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: ما معمولاً درباره اتفاق‌های بزرگ زود حکم می‌دهیم. چیزی در زندگی عوض می‌شود و تغییر دردناکی ایجاد می‌شود، نتیجه می‌گیریم که اوضاع بد شده است. گاهی هم اوضاع واقعاً بد شده است. خانه در سیل از بین رفته، بچه فلج شده، کارمان را از دست داده‌ایم، رابطه‌ای خراب شده است. درد این چیزها را نمی‌شود با بازی‌های زبانی و آموزه‌های خوش‌خیالانه‌ای مثل مثبت‌اندیشی کم کرد. کسی که در چنین وضعی است حق دارد مدتی چیزی جز همان خسارت را نبیند.

مسئله از جایی شروع می‌شود که از همین حس اول، حکم آخر را صادر می‌کنیم. انگار چون آغاز تلخ بوده، پایان هم تلخ خواهد بود. در حالی که ما فقط می‌دانیم تا این لحظه چه اتفاقی افتاده است. نمی‌دانیم عاقبتِ این اتفاق چه خواهد شد.

اگر کسی باور داشته باشد حامی‌ای دارد با قدرت بی‌پایان، حامی‌ای که همیشه وقت دارد و هرگز وقتش تمام نخواهد شد، دیگر جبران این اتفاق مشکلی نیست. برای حی قیوم جبران و بهبود سخت نیست. ای بسا درست در همان نقطه جبران نکند، اما دیر یا زود جای دیگری چیزی دیگر ساخته می‌شود که امروز اصلاً پدید آمدنش را حدس هم نمی‌زنیم. نتیجه این باور خوش‌بینی ساده‌لوحانه نیست. نتیجه‌اش این است به جای ناتوانی توانا شویم.

نگاه که عوض شد، می‌شود دوباره به وضع تازه نگاه کرد. نه برای این که حرف‌های مسمومی بگوییم از این دست که معلولیت خوب است یا خراب شدن خانه نعمت است. بلکه برای این که ببینیم این وضع چه چیزهایی را تغییر داده است. یک فرزند فلج ممکن است پدر و مادر را ناچار کند وقت بیشتری با او بگذرانند. خراب شدن خانه ممکن است امکان مهاجرت، تغییر محله یا ساختن خانه‌ای متفاوت را بیشتر کند. این‌ها هنوز جبران نیستند. حتی فرصت هم نیستند. ممکنات هستند.

از این جا به بعد کار جدی شروع می‌شود. هر امکانی ارزش دنبال کردن ندارد. باید سنجید کدام واقعی است، کدام خیال است، هزینه هر یک چیست و به چه نتیجه‌ای می‌تواند برسد. بعضی امکان‌ها بی‌ارزش از آب درمی‌آیند و باید کنارشان گذاشت. بعضی چیزها اول حاشیه‌ای هستند، بعد مهم می‌شوند.

هدف هم باید اندازه داشته باشد. اگر فقط کوچک باشد و تحمل وضع را آسان کند، کافی نیست. اگر فقط بزرگ باشد و راه واقعی برای رسیدن به آن نیابیم، فقط خیال است. هدف باید ارزش حرکت داشته باشد و بتوان برایش برنامه ریخت، آزمودش و اصلاحش کرد.

گاهی حاصل این روند فقط این است که زندگی کمی قابل تحمل‌تر می‌شود. گاهی بیشتر از این اتفاق می‌افتد. مهارتی به دست می‌آوریم، رابطه‌ای شکل می‌دهیم، کاری آغاز می‌کنیم، به جای دیگری می‌رویم یا زندگی را شکلی می‌دهیم که قبلاً ممکن نبود. اتفاق اول پاک نشده و تلخیش هم دروغ نبوده است. اما با کوشش، وزنش در کل زندگی عوض شده است.

حرف این نیست که مصیبت خوب است. بلکه هیچ اتفاقی را نباید فقط از روی لحظه اولش معنا کرد. باید امکان‌های وضع تازه را دید و با سنجش، انتخاب و برنامه از مصیبت‌ها امکان بیرون کشید، و با امکان چیزی ساخت که واقعا در زندگی اثر بگذارد.

منبع: خبرگزاری مهر

دکمه بازگشت به بالا